محمد حسن خان اعتماد السلطنه

548

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

در غالب مجالس رجال ايران رفت‌وآمد داشت و نيز منشى سفارت روسيه بود . ميرزا يعقوب سفرى به روسيه رفته و زبان فرانسه را آموخته و به اصول تمدن اروپائى آشنا شده بود و سعى داشت فرزندانش را به اين صورت تربيت نمايد و ديگر ايرانيان را نيز تشويق بدين امر مىنمود . ملكم در 1249 در اصفهان متولد شد . در ده سالگى براى تحصيل به پاريس فرستاده شد و هشت سال در پاريس درس خواند و در دار الفنون به شغل معلمى و مترجمى مشغول گشت . از آنجا كه خود و پدرش عامل بيگانگان بودند در مدرسهء دار الفنون حلقهء فراماسونى تربيت داد كه عده‌اى از شاگردان و افراد خارج از مدرسه در آن وارد شدند . در 1272 مترجم وزارت خارجه شد و در 1273 همراه فرخ خان امين الملك به پاريس اعزام گشت و پس از بازگشت حلقهء فراماسونى را تشكيل داد . مركز اين جماعت خانهء جلال الدين ميرزا پسر پنجاه و هشتم فتحعلى شاه واقع در محلهء مسجد حوض در اواسط خيابان سيروس كنونى بود . ظاهرا شاه در اول تصور بدى از اين مجمع نداشت اما رفته‌رفته فهميد يا به او حالى كردند كه اين مجمع در ممالك ضعيف سلطنت‌برانداز و عامل اجراى سياست بيگانگان است . از اين‌رو در زمان صدارت ميرزا محمد خان سپهسالار در 12 ربيع الثانى 1278 دستگاه ملكم را بستند و خود و پدرش را تبعيد كردند و به موجب اعلان دخول در آن مجمع و يا بر زبان آوردن نام آن را سخت قدغن كردند . خطر بزرگ اين امر ايجاد بدبينى در شاه نسبت به مدرسهء دار الفنون و معارف جديد بود كه روسها نيز آن را تقويت مىكردند و بالنتيجه تظاهر و بىحقيقتى گريبانگير مدرسه و معارف شد و از اين دستگاه آدم لايقى كه به كار مملكت بخورد درنيامد و ايران در آن روزگار از معارف جديد هيچ نتيجه‌اى نگرفت . در خاك عثمانى حاج ميرزا حسين خان سپهسالار از او پشتيبانى كرد بطوريكه سرانجام او را در خدمت سفارت درآورد و مستشار سفارت نمود . در 1288 كه حاج ميرزا حسين خان به ايران آمد و وزير و صدراعظم شد او را از استانبول احضار و به سمت مستشار صدارت منصوب كرد . ملكم در 1289 به لقب ناظم الملك ملقب و به نشان تمثال همايون از درجه اول مفتخر گرديد و از طرف صدراعظم به اروپا فرستاده شد تا وسايل پذيرائى شاه را فراهم كند و مذاكرات لازم را با اولياى امور ممالك اروپاى غربى بنمايد و مقر او در لندن و مقامش وزير مختارى تعيين گشت . ملكم از اين تاريخ تا هيجده سال وزير مختار ايران در لندن بود و بسيارى از مسائل مربوط به ايران و انگليس با اطلاع و مداخلهء وى صورت وقوع يافته است . از آن جمله است امتياز رويتر كه خود ملكم و شاه و اطرافيان از پرتو آن به نوائى رسيدند و اسباب بدبختى بزرگى براى ايران فراهم ساختند . گويا سهم ملكم پنجاه هزار ليره بوده است . ديگر امتياز « لاتارى » بود كه خود گرفت و بعد آن را فروخت و چون هنوز در ايران